پشتیبانی آنلاین

ضمانت بازگشت وجه

تخفیف بیشتره سفارشات عمده

ارسال با پست پیشتاز

ارسال رایگان برای سفارشات بیش از 750 هزار تومان

دعبل و زلفا

موضوع:

داستانی

قالب:

بزودی

رده سنی:

صفحات:

330

برشی از کتاب:

روایتی عاشقانه‌از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت(ع) و همسر سازش ناپذیرش زلفا

رمان شورانگیز و جذاب دعبل و زلفا اثر تحسین برانگیز دیگری از حجت الاسلام و المسلمین «مظفر سالاری»، نویسنده رمان شیرین و پرفروش «رؤیای نیمه شب» است که مورد تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفته و به چاپ شصت و هفتم رسیده است و انتظار می رود دعبل و زلفا نیز این موفقیت را تکرار کند.

این اثر روایتی عاشقانه‌از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت(ع) و همسر سازش ناپذیرش زلفاست؛ در این کتاب، مقاطعی از زندگی دعبل در زمان امام موسی کاظم (ع) و امام رضا (ع) به صورت داستانی کنکاش شده‌است؛ عشق میان او و زلفا بستری جذاب برای ماجراهای‌فراوان این رمان‌است که تلاش دارد بر اساس داده های تاریخی به بازسازی و بازآفرینی ماجراها و حوادث بپردازد.

کتاب دعبل و زلفا به قلم مظفر سالاری توسط انتشارات به نشر روانه بازار کتاب ایران شده‌است.

 

گزیده ای از کتاب دعبل و زلفا:

دختر با چابکی درون خمره ای گلی که خالی بود پرید. در آن لحظه که می خواست درون‌خمره بنشیند، چرخید و دعبل را کنار جعبه های هلو و انار دید. او را شناخت و تعجب کرد که در آن موقعیت می بیندش. صدای سم اسبی شنیده‌شد. در خمره پنهان‌شد و میوه فروش سبد انجیر را روی خمره گذاشت…
.
بیرون از دروازه و حصار شهر، تا چشم کار می‌کرد در دو طرف، دکان‌بود و کاروان‌سرا. دستفروش‌ها چند متر آن‌طرف‌تر، به موازات ردیف دکان‌ها، زیر سایهٔ چادرهایی رنگارنگ و پر وصله، بساط کرده‌بودند. تنوع کالاهای ریز و درشت چنان بود که اگر کسی ساعتی می‌چرخید و پرسه می‌زد، باز هم انگار چیزی ندیده‌بود. دعبل به هیاهوی آن شلوغ‌بازار و به سکویی که روی آن، چند غلام و کنیز نیمه‌برهنه را به نمایش گذاشته‌بودند، توجهی نشان نداد.

صدها شترِکاروان با ده‌ها اسب و نگهبان مسلح و غلامان پیاده و چندتایی قاطر و سگ همراهش به کاروان‌سرایی بزرگ خزید که پر از بار و شتر و گاری و حمال و انبار و اطاقک‌هایی در اطراف بود. بارها را که پایین می‌آوردند، ده‌ها کودک گدا و پابرهنه و دخترکان ولگرد و بی‌سرپرست، دوره‌شان کردند. در گوشه‌ای خربزه‌هایی بزرگ را تلنبار کرده بودند. دعبل بزرگ‌ترین خربزه را خرید. تا دو حمال، بار شتر را بر پشت اسبش بگذارند و ببندند، خربزه را به ده‌ها باریکه برید و بین بچه‌ها و دخترکان تقسیم کرد. دست، کاسه کرد و تخمه‌های خربزه را به اسبش خوراند. به خودش چیزی نرسید.

.

سکه‌ای به حمال‌ها و چند سکه به کاروان‌سالار داد و از ابن‌سیار و دو سه همسفر دیگر خداحافظی کرد. ابن‌سیار گفت: امیدوارم تو به زودی ندیم هارون شوی و من، طبیب مخصوص او! نگهبان‌هادختران و زنان‌اسیر را کنار صدها طاقه پارچه و خمره‌های گلین جمع کرده‌بودند. با تکان دادن‌تازیانه‌های حلقه‌شده، مجبورشان می‌کردند که فشرده‌تر بنشینند و از جلو چشم دور نشوند. دلش می‌خواست برود و خبری از او بگیرد. باز پا روی خواهش دل گذاشت و به سوی خروجی کاروان‌سرا به‌راه افتاد.

– گیرم که بخواهند او را چون کنیزی بفروشند، تو پولت کجا بود که بتوانی چنین ماه‌رویی را بخری؟ اگر ده کیسه دینار هم داشتی، از پس خریداران ثروتمندی برنمی‌آمدی که برای این‌گونه دختران ماه‌رو، دندان تیز کرده‌اند و دست‌وپا می‌شکنند.

ـ ـ ـ ـ سایت کتاب خوب ـ ـ ـ ـ

شناسنامه:

نوع جلد:

شومیز

وزن:

به زودی

ناشر:

به نشر

قطع:

رقعی

نویسنده:

مظفر سالاری

دعبل و زلفا

موضوع:

داستانی

قالب:

رده سنی:

صفحات:

330

قیمت:

۱۳۰,۰۰۰ تومان

11%

۱۱۵,۷۰۰ تومان

شناسنامه:

نوع جلد:

شومیز

وزن:

به زودی

نویسنده:

مظفر سالاری

ناشر:

به نشر

قطع:

رقعی

رمان شورانگیز و جذاب دعبل و زلفا اثر تحسین برانگیز دیگری از حجت الاسلام و المسلمین «مظفر سالاری»، نویسنده رمان شیرین و پرفروش «رؤیای نیمه شب» است که مورد تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفته و به چاپ شصت و هفتم رسیده است و انتظار می رود دعبل و زلفا نیز این موفقیت را تکرار کند. این اثر روایتی عاشقانه‌از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت(ع) و همسر سازش ناپذیرش زلفاست؛ در این کتاب، مقاطعی از زندگی دعبل در زمان امام موسی کاظم (ع) و امام رضا (ع) به صورت داستانی کنکاش شده‌است؛ عشق میان او و زلفا بستری جذاب برای ماجراهای‌فراوان این رمان‌است که تلاش دارد بر اساس داده های تاریخی به بازسازی و بازآفرینی ماجراها و حوادث بپردازد. کتاب دعبل و زلفا به قلم مظفر سالاری توسط انتشارات به نشر روانه بازار کتاب ایران شده‌است.  

گزیده ای از کتاب دعبل و زلفا:

دختر با چابکی درون خمره ای گلی که خالی بود پرید. در آن لحظه که می خواست درون‌خمره بنشیند، چرخید و دعبل را کنار جعبه های هلو و انار دید. او را شناخت و تعجب کرد که در آن موقعیت می بیندش. صدای سم اسبی شنیده‌شد. در خمره پنهان‌شد و میوه فروش سبد انجیر را روی خمره گذاشت… . بیرون از دروازه و حصار شهر، تا چشم کار می‌کرد در دو طرف، دکان‌بود و کاروان‌سرا. دستفروش‌ها چند متر آن‌طرف‌تر، به موازات ردیف دکان‌ها، زیر سایهٔ چادرهایی رنگارنگ و پر وصله، بساط کرده‌بودند. تنوع کالاهای ریز و درشت چنان بود که اگر کسی ساعتی می‌چرخید و پرسه می‌زد، باز هم انگار چیزی ندیده‌بود. دعبل به هیاهوی آن شلوغ‌بازار و به سکویی که روی آن، چند غلام و کنیز نیمه‌برهنه را به نمایش گذاشته‌بودند، توجهی نشان نداد. صدها شترِکاروان با ده‌ها اسب و نگهبان مسلح و غلامان پیاده و چندتایی قاطر و سگ همراهش به کاروان‌سرایی بزرگ خزید که پر از بار و شتر و گاری و حمال و انبار و اطاقک‌هایی در اطراف بود. بارها را که پایین می‌آوردند، ده‌ها کودک گدا و پابرهنه و دخترکان ولگرد و بی‌سرپرست، دوره‌شان کردند. در گوشه‌ای خربزه‌هایی بزرگ را تلنبار کرده بودند. دعبل بزرگ‌ترین خربزه را خرید. تا دو حمال، بار شتر را بر پشت اسبش بگذارند و ببندند، خربزه را به ده‌ها باریکه برید و بین بچه‌ها و دخترکان تقسیم کرد. دست، کاسه کرد و تخمه‌های خربزه را به اسبش خوراند. به خودش چیزی نرسید.
.
سکه‌ای به حمال‌ها و چند سکه به کاروان‌سالار داد و از ابن‌سیار و دو سه همسفر دیگر خداحافظی کرد. ابن‌سیار گفت: امیدوارم تو به زودی ندیم هارون شوی و من، طبیب مخصوص او! نگهبان‌هادختران و زنان‌اسیر را کنار صدها طاقه پارچه و خمره‌های گلین جمع کرده‌بودند. با تکان دادن‌تازیانه‌های حلقه‌شده، مجبورشان می‌کردند که فشرده‌تر بنشینند و از جلو چشم دور نشوند. دلش می‌خواست برود و خبری از او بگیرد. باز پا روی خواهش دل گذاشت و به سوی خروجی کاروان‌سرا به‌راه افتاد. – گیرم که بخواهند او را چون کنیزی بفروشند، تو پولت کجا بود که بتوانی چنین ماه‌رویی را بخری؟ اگر ده کیسه دینار هم داشتی، از پس خریداران ثروتمندی برنمی‌آمدی که برای این‌گونه دختران ماه‌رو، دندان تیز کرده‌اند و دست‌وپا می‌شکنند.

ـ ـ ـ ـ سایت کتاب خوب ـ ـ ـ ـ

پشتیبانی آنلاین

ضمانت بازگشت وجه

تخفیف بیشتره سفارشات عمده

ارسال با پست پیشتاز

ارسال رایگان برای سفارشات بیش از 750 هزار تومان

این کتاب رو به کی پیشنهاد می کنی ؟

این کتاب ها هم عالین!

15%

شب وحشت

قیمت اصلی: ۱۱۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۹۳,۰۰۰ تومان.

15%

شب وحشت

قیمت اصلی: ۱۱۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۹۳,۰۰۰ تومان.

10%

برادر من تویی

قیمت اصلی: ۳۰۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۷۰,۰۰۰ تومان.

10%

برادر من تویی

قیمت اصلی: ۳۰۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۷۰,۰۰۰ تومان.

10%

صلح امام حسن

قیمت اصلی: ۴۰۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۳۶۰,۰۰۰ تومان.

10%

صلح امام حسن

قیمت اصلی: ۴۰۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۳۶۰,۰۰۰ تومان.

3%

شبیه مریم

قیمت اصلی: ۱۳۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۱۲۵,۰۰۰ تومان.

3%

شبیه مریم

قیمت اصلی: ۱۳۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۱۲۵,۰۰۰ تومان.

10%

همرزمان حسین (ع)

قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۲۵,۰۰۰ تومان.

10%

همرزمان حسین (ع)

قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۲۵,۰۰۰ تومان.

10%

ترجمه الغارات

قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۲۵,۰۰۰ تومان.

10%

ترجمه الغارات

قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۲۲۵,۰۰۰ تومان.

محصولات مرتبط

بیشتر

۱۳۰,۰۰۰ تومان

11%

۱۱۵,۷۰۰ تومان

اتمام موجودی
×
مشاوره کتاب خوب